به گزارش حیات به نقل از ایرنا، در بازه زمانی وقوع این شکارها که جزئیات دقیق آن هنوز اعلام نشده، حدود ۵۰ رأس آهو شکار و بقایای ۴۱ رأس از آنها در یک چاه کشف شده است. همین اعداد، به تنهایی تصویری نگرانکننده از شرایط حفاظتی «پارک ملی و پناهگاه حیات وحش موته» ارائه میدهد؛ منطقهای که اهمیت آن به دلیل قرار گرفتن در شمار زیستگاههای شاخص آهوی ایرانی دوچندان است.
پرونده اخیر را باید در بستری گستردهتر دید؛ بستری که در آن کمبود نیروی محیطبانی، کمبود تجهیزات و وسایل نقلیه، دشواریهای معیشتی و ضعف حمایتهای لازم از محیطبانان، توان حفاظت از عرصههای طبیعی را تحت تأثیر قرار داده است.
پارک ملی و پناهگاه حیات وحش «موته» را همه به زیستگاه «آهوی ایرانی» میشناسند؛ زیستگاه ارزشمندی در شمال استان اصفهان با کوهستانها، تپه ماهورها و دشتهای وسیع که پناهگاه مهمی برای گونههای مختلف حیات وحش به ویژه آهوی ایرانی محسوب میشود.
محیطبانان در پهنههایی وسیع از کوه و بیابان، با شرایط دشوار کاری، وظیفه حفاظت از این سرمایههای طبیعی کشور را بر عهده دارند. با این حال، تعداد نیروها در بسیاری از مناطق با وسعت عرصههای تحت حفاظت تناسب ندارد و همین مساله، امکان پایش مستمر و مؤثر را کاهش میدهد.
موته نیز از جمله همین مناطق است؛ این منطقه که از زیستگاههای مهم آهوی ایرانی در کشور به شمار میرود، به گفته محیطبانان با نبود مدیریت بایسته و کمبود نیروی انسانی و تجهیزات مواجه است. در چنین شرایطی، هر خلأ در پوشش حفاظتی میتواند فرصتی برای فعالیت متخلفان ایجاد کند و حیاتوحش و به ویژه آهوی گریزپای ایرانی را در معرض تهدید قرار دهد.
اما مساله به کمبود نیرو ختم نمیشود. شرایط معیشتی محیطبانان نیز بخش مهمی از این معادله است. حقوق ناکافی در برابر دشواری و مسوولیت سنگین این شغل، فشار اقتصادی و نبود حمایتهای قانونی، میتواند به مرور انگیزه و توان روانی نیروهایی را که باید با انگیزه و دلسوزی از عرصههای طبیعی حفاظت کنند، فرسوده کند.
به واقع باید تصریح کرد، نبود حمایتهای لازم برای محیطبانان در شرایط سخت معیشتی و اقتصادی حاکم بر کشور زیر فشار سختی کار در کوه و بیابان، علاوه بر اینکه موجبات بروز تخلفهای کاری را محتملتر و زمینه تهدید حیات وحش را از جایی که انتظار نمیرود، دوچندان کرده، دلسردی از انجام رسالت بایسته محیطبانی را رقم زده؛ موضوعی که تبعاتش آنگونه که محیطبانان به ایرنا میگویند، در پرونده اخیر کشف سر ۴۱ راس آهو عیان میشود.
حفاظت از محیط زیست کاری است که بیش از بسیاری از مشاغل به انگیزه، احساس مسوولیت و دلبستگی به طبیعت نیاز دارد. محیطبانی که ساعتها در کوه و بیابان، در گرما و سرما و دور از خانواده در حال انجام مأموریت است، به پشتوانهای فراتر از تجهیزات نیاز دارد؛ باید احساس کند سازمان متبوعش در دشواریهای شغلی و پیامدهای انجام مأموریت، پشتیبان اوست.
در نبود چنین حمایتی، دلسردی نیروها میتواند به یکی از حلقههای آسیبپذیر زنجیره حفاظت تبدیل شود. از سوی دیگر، اگر میان عملکرد نیروهای مسوولیتپذیر و افرادی که وظایف خود را به درستی انجام نمیدهند، تفاوتی دیده نشود و تخلفات احتمالی نیز بدون برخورد مؤثر باقی بماند، انگیزه نیروهای دلسوز بیش از پیش کاهش خواهد یافت.
این وضعیت در نهایت میتواند هزینه سنگینی برای مناطق تحت حفاظت و حیات وحش آن داشته باشد؛ هزینهای که در قالب افزایش تخلفات شکار، کاهش جمعیت گونههای ارزشمند و تضعیف زیستگاهها خود را نشان میدهد.
پرونده اخیر شکار آهو در پارک ملی و پناهگاه حیات وحش موته، در کنار کمبود نیرو و امکانات و مشکلات محیطبانان، ضرورت بازنگری جدی در نظام حفاظت از این عرصه را یادآوری میکند.
اگر از محیطبان انتظار میرود در دشوارترین شرایط از حیاتوحش حفاظت کند، باید حمایت، انگیزه، امنیت جانی و شغلی و پشتوانه لازم برای انجام این مأموریت را نیز در اختیار داشته باشد؛ حفاظت مؤثر از طبیعت بدون حمایت و تقویت نیروهای حافظ طبیعت امکانپذیر نیست.
وقتی دلسردی محیطبانان، آهوی گریزپای دشت موته را رها میکند
«محیطبانان برای انجام مأموریتهای خود باید مسافتهای طولانی را طی کنند و کمبود خودرو و امکانات، کار را بسیار دشوار کرده است. در کنار این مشکلات، شرایط اقتصادی نیز بر زندگی محیطبانان تأثیر گذاشته و بسیاری از نیروها آسودگی فکری ندارند. حقوق محیطبانان پاسخگوی سختی و حجم کار آنان نیست. شبانه روز دویدن و فعالیت در منطقه، با حقوق فعلی پاسخگوی نیازهای زندگی نیست و مشکلات اقتصادی، فشار زیادی به نیروها وارد کرده است.»
شهرام یوسفی محیطبان پارک ملی و پناهگاه حیات وحش موته با بیان این گفتهها، افزود: محیطبانی از روی عشق و علاقه است وگرنه حقوقی که به ما میدهند ناچیز و پایه آن ۱۶ میلیون تومان است که با احتساب اضافه کار و ماموریت حدود ۲۵ تا ۳۰ میلیون تومان دریافت میشود.
به گفته وی در حال حاضر مجموع نیروهای محیطبان موته با رئیس منطقه حدود ۲۰ نفر است و این تعداد با توجه به وسعت ۲۰۴ هزار کیلومتری این منطقه و الزامات حفاظتی به هیچ عنوان پاسخگوی نیازهای موجود نیست.
این محیطبان افزود: یکی از مشکلات جدی ما کمبود شدید نیروی محیطبانی است و علاوه بر نیروی انسانی، در زمینه وسایل نقلیه و تجهیزات هم با کمبود مواجه هستیم.
یوسفی درباره شیفت کاری محیطبانان موته اظهار داشت: شیفت کاری به طور معمول با ابلاغ جدید سازمان، ۲۴ ساعت کار و ۴۸ ساعت استراحت است اما با توجه به شرایط و تعامل میان نیروها، در موته توافق شده است که نیروها به شکل ۲۴ ساعت کار و ۲۴ ساعت استراحت فعالیت کنند.
وی افزود: این تغییر شیفت با وجود اینکه مقررات مشخصی دارد، با توافق میان نیروها انجام شده است تا بتوانند شرایط کاری موجود را مدیریت کنند و این شیوه در سایر مناطق استان نیز به صورت توافقی اجرا میشود.
یوسفی با تشریح شرایط کاری فعلی محیطبانی نه فقط در موته که در همه عرصههای حفاظتی محیط زیست، گفت: موضوع این نیست که نیروها نخواهند کار کنند اما واقعیت این است که اگر دلسرد شوند، دیگر کارایی و توان لازم را نخواهند داشت و مشکلات موجود بر عملکرد نیروها تأثیر میگذارد.
وی با اشاره به مشکلات اقتصادی محیطبانان افزود: بخشی از دلایل این دلسردی به مسائل اقتصادی و کاری ربط دارد و البته مواردی نیز هست که نمیتوان همه ابعاد آن را بهراحتی برای رسانه باز کرد اما فشارهای معیشتی و کاری قطعاً بر شرایط روحی و بازدهی نیروها اثرگذار است.
این محیطبان درباره کشف لاشه و بقایای ۴۱ رأس آهو در منطقه موته گفت: بخشی که این شکارها کشف شده، محدوده «پاسگاه قرقچی» است و شرایط دشواری برای کنترل منطقه وجود دارد. اگر بخواهیم با خودرو فقط محدوده آسفالت پیرامون این پاسگاه را دور بزنیم، حدود ۷۰ کیلومتر است.
وی افزود: این پاسگاه با پاسگاههای دیگر، از جمله «پاسگاه موته» و «آب باریک» تعامل دارد و نیروها در مواقع لازم به یکدیگر کمک میکنند اما کمبود نیروی انسانی و وسایل نقلیه مشکل اصلی ماست.
یوسفی با اشاره به وضعیت نیروی انسانی در پاسگاه قرقچی گفت: تا چند شیفت قبل، در این پاسگاه تنها یک محیطبان حضور داشت و اخیراً یک نیروی شرکتی نیز به او اضافه شده است اما با این تعداد نیرو نمیتوان محدودهای با این وسعت را به شکل مطلوب کنترل کرد.
وی افزود: این منطقه به گونه ای ست که جمعیت آهوی بیشتری دارد و باید همه پاسگاههای اطراف این محدوده حفاظت کافی داشته باشند. در نزدیکی این محدوده ( معروف به چاه ملی) کشت و کار و زراعت وجود دارد و آهو هم سبزی ببیند، میرود؛ آنجا نرود، به سمت دشتهای اطراف حسن رباط میرود.
یوسفی که تجربه محیط بانی در همه پاسگاههای موته را داشته با تأکید بر اینکه ضعف مدیریت در کنار کمبود نیرو میتواند آثار جدی بر حفاظت داشته باشد، گفت: وقتی نیروی کافی وجود نداشته باشد و مدیریت نیز ضعیف باشد، طبیعی است که توان کنترل و حفاظت منطقه کاهش پیدا کند.
وی با بیان اینکه موته چهار پاسگاه شامل «ورکان»، «آب باریک»، «گز چشمه» و «قرقچی» دارد که نیروی محیطبانشان بسیار کم است، افزود: در پاسگاه گز چشمه که ما مستقر هستیم، تنها ۲ محیطبان حضور دارند. اگر یکی از این ۲ نفر به هر دلیل، از جمله مرخصی یا استراحت، نتواند در منطقه حضور داشته باشد، یک نفر باید به تنهایی محدوده بسیار بزرگی یعنی حدود ۶۰ تا ۷۰ هکتار را پایش کند.
این محیطبان تاکید کرد: از لحاظ قانونی باید ۶ هزار کیلومتر را یک نفر پایش کند حالا تصور کنید ۲۰۴ هزار کیلومتر وسعت، چقدر نیرو کم دارد. در چنین شرایطی، عملاً امکان حفاظت مطلوب از منطقه وجود ندارد.
موته رئیس و نیروهای دلسوز میخواهد
محیطبان سابق پارک ملی و پناهگاه حیاتوحش موته نیز با اشاره به کاهش شدید توان حفاظتی این منطقه گفت: موته در گذشته حدود ۱۲ هزار رأس آهو داشت و با حضور نیروهای دلسوز، حفاظت از حیاتوحش بهطور جدی انجام میشد اما امروز کمبود نیروی مؤثر، ضعف مدیریت و دلسردی محیطبانان، شرایط منطقه را دشوار کرده است.
ابوالفضل جمالی با بیان اینکه در زمان خدمت خود با حساسیت زیادی از منطقه حفاظت میکرد، اظهار داشت: زمانی که در موته خدمت میکردم، اگر احساس میکردم جمعیت آهو یا بقیه حیات وحش در منطقه خوب شده و باب شکار باز شده؛ اجازه نمیدادم شکارچیان بهراحتی فعالیت کنند.
وی افزود: در آن زمان حفاظت خوب انجام میشد و نیرو با همه سختیها عاشق کارش بود؛ من برای پول کار نمیکردم و دلسوز منطقه بودم اما اکنون وضعیت به گونهای شده که منطقه نیروی مؤثر و دلسوز کافی ندارد.
محیطبان سابق موته با اشاره به افزایش تخلفات در این منطقه گفت: حتی به مدیرکل محیط زیست استان اصفهان نیز تأکید کردهام که برای نجات موته باید دلسوزانه وارد عمل شوند؛ چرا که تخلفات افزایش یافته و اگر قرار است منطقه به همین شکل رها شود، باید برای آن فکری اساسی کرد.
جمالی ادامه داد: در یک مورد، تنها با دستگیری یک شکارچی، حدود ۴۰ سر آهو کشف شد که عمده آنها نر بودهاند. شکارچیان، آهوها را شکار میکنند و از طریق فروش گوشت یا سر و شاخ آنها درآمد کسب میکنند؛ بنابراین برای مقابله با چنین وضعیتی، منطقه به نیروی کافی و رئیس دلسوز و پیگیر نیاز دارد.
وی با بیان اینکه موته محیطبان دارد اما محیطبان دلسوز کم دارد، گفت: تعداد نیروها را حدود ۲۳ یا ۲۴ نفر به یاد دارم اما مساله فقط تعداد نیرو نیست؛ نیرویی که تجربه، انگیزه و دلسوزی لازم را برای حضور مستمر در منطقه نداشته باشد، نمیتواند به تنهایی مشکل حفاظت را حل کند.
این محیطبان سابق که چهار سال پیش بازنشسته شده است، درباره عوامل دلسردی نیروهای محیطبانی اظهار داشت: حقوق پایین، مشکلات معیشتی، گرانی و کمبود امکانات از جمله مسائلی است که بر انگیزه محیطبانان اثر میگذارد اما در کنار این موارد، وقتی محیطبان احساس کند از او حمایت نمیشود، طبیعی است که دلسرد شود و انگیزه کار کردنش کاهش پیدا کند.
جمالی افزود: محیطبانانی نیز در جریان مأموریتها آسیب دیدهاند و برخی حتی درگیر پروندههای قضایی شدهاند. خود من در جریان مأموریت و هنگام گشت با موتور دچار حادثه شدم و آسیب دیدم اما حقوقم ضایع شد.
وی با اشاره به دشواریهای کار محیطبانی در موته گفت: سختی اصلی این کار، حضور شبانه روزی در بیابان است. محیطبان باید شب و روز در منطقه گشت بزند و در شرایط دشوار، بدون امکانات از حیاتوحش حفاظت کند.
محیطبان سابق موته ادامه داد: ممکن است نیروهایی که تازه وارد منطقه میشوند، تجربه کافی نداشته باشند و لازم است نیروهای باتجربه به آنها آموزش بدهند. کسی که تجربه کار در کوه و بیابان ندارد، نمیتواند به سرعت با شرایط منطقه کنار بیاید.
جمالی با انتقاد از وضعیت مدیریتی پارک ملی و پناهگاه حیات وحش موته گفت: امروز احساس میشود موته بیصاحب مانده است؛ یک نفر میآید و دیگری میرود و اگر نیرویی تجربه یا انگیزه کافی نداشته باشد، حفاظت منطقه آسیب میبیند.
جمالی در پاسخ به اینکه سازمان حفاظت محیط زیست برای جلوگیری از دلسردی محیطبانان چه اقداماتی باید انجام دهد، گفت: نخست باید مسوول دلسوز و پاسخگو برای منطقه تعیین شود؛ سپس نیروهای کافی و آموزشدیده، بهویژه نیروهایی که منطقه را به خوبی میشناسند، در اختیار موته قرار گیرند.
وی خاطرنشان کرد: حمایت از محیطبان فقط به پرداخت حقوق محدود نمیشود؛ محیطبان باید بداند در زمان انجام مأموریت، از نظر قضایی، معیشتی، تجهیزاتی و مدیریتی مورد حمایت قرار میگیرد. اگر این حمایت وجود داشته باشد، انگیزه نیروها نیز افزایش پیدا میکند.
وقتی دوغ و دوشاب یکی ست
همچنین یک محیطبان که خواست نامش در خبر ذکر نشود، با انتقاد از کمبود نیروی محیطبانی و نبود حمایت کافی از محیطبانان گفت: وقتی میان محیطبانانی که وظایف خود را به درستی انجام میدهند و افرادی که کمکاری یا تخلف میکنند، تفاوتی وجود نداشته باشد و با تخلفات نیز برخورد نشود، انگیزه نیروهای مسوولیتپذیر کاهش مییابد و این وضعیت مشکلات حوزه حفاظت از حیاتوحش را چند برابر میکند.
وی اظهار داشت: تفاوت میان محیطبانی که کار میکند و کسی که کار نمیکند، در عمل بسیار زیاد است اما وقتی با فردی که تخلف میکند برخورد نمیشود، در حالی که محیطبان دیگری وظیفه خود را انجام میدهد و حتی در این مسیر نیازمند حمایت است، طبیعی است که احساس دلسردی ایجاد شود.
این محیطبان افزود: یکی از مشکلات اصلی در کنار کمبود نیرو، نبود حمایت کافی از محیطبانان است؛ وقتی حرف و دغدغه محیطبان شنیده نشود یا میان عملکرد نیروهای مختلف تفاوتی قائل نشوند، انگیزه برای ادامه کار کاهش پیدا میکند.
وی با اشاره به ورود نیروهای جدید به مجموعه محیطبانی گفت: گاهی مشاهده میشود برخی نیروهای جدید آنگونه که باید مسوولیتهای خود را انجام نمیدهند و کمکاری در میان برخی نیروها نیز به یکی از مشکلات تبدیل شده است.
این محیطبان تأکید کرد: خشکسالی به تنهایی نمیتواند عامل کاهش حیاتوحش باشد و باید مجموعهای از عوامل را در نظر گرفت؛ افزایش تخلفات و شکار غیر مجاز، پایین بودن تعداد محیطبانان و همچنین دلسردی نیروهای حفاظتی، همگی در این وضعیت مؤثر هستند.
به گزارش ایرنا، آنچه اهمیت پارک ملی و پناهگاه حیات وحش موته را در کشور و حتی در خاورمیانه چند برابر کرده، این است که این منطقه یکی از بهترین زیستگاههای آهوی ایرانی به حساب میآید که بیشترین شمار این گونه ارزشمند را در خود جای داده است، علاوه بر این، ارتفاعات این منطقه از زیستگاههای مهم «قوچ و میش اصفهان» محسوب میشود.
پارک ملی و پناهگاه حیات وحش موته با وسعت ۲۰۵ هزار هکتار در شمال غربی استان اصفهان، مابین شهرستان شاهینشهر و میمه، شهرستان محلات، جنوب شهر نیم ور و شهرستان گلپایگان قرار دارد.







نظر شما